شش سال پس از فتنه(8)

گزارشی از هجوم عوامل فتنه به یک مقر نظامی در عصر روز 25 خرداد/یورش به حوزه117/اگر حوزه سقوط می کرد جنگ شهری حتمی بود+فیلم

یکی از تلخ‌ترین حوادث پس از انتخابات، وقایع ۲۵ خرداد سال ۸۸ بود که اغتشاش‌گران و فتنه‌انگیزان سوار بر موج احساسات نسل سوم به دنبال صید ماهی مقصود خود ضمن تعرض به اموال مردم و تخریب بیت‌المال به برخی از مراکز نظامی و پایگاه‌های بسیج هم یورش بردند. عصر دوشنبه پس از اینکه جمعیت معترض در میدان آزادی تجمع کرد با تحریک تعداد معدودی از چهره‌های منافق و خود فروخته‌، ‌جمعیت کثیری به سمت حوزه ۱۱۷ نینوا سرازیر شده و سعی کردند با پرتاب کوکتل مولوتف، سنگ و حتی تیراندازی و آتش‌سوزی حوزه را به تصرف خود درآورند. اما با وجود تعداد اندک نیروهای بسیجی حاضر در حوزه پس از ۳ ساعت و نیم درگیری نتوانستند به ذره‌ای از اهداف شوم خود دست یابند و ناگزیر صحنه را ترک کردند.

ماجرای این درگیری دست مایه‌ای شد برای حمله رسانه‌های حامی فتنه و بنگاه‌های سخن پراکنی غرب به بسیج و زیر سئوال بردن ارزش های این نهاد مقدس، نهادی که امام عظیم‌الشأن انقلاب آن را بنا نهاده بود، همان امامی که سران فتنه مدام از شخصیت ملکوتی‌اش برای خرید آبرو برای خودشان خرج می‌کنند. ماجرای این تهاجم وحشیانه که منجر به مصدوم شدم سه‌تن از بسیجیان حوزه،‌سوزانده شدن اموال مردم و بیت‌المال و وارد شدن ۱۵۰ میلیون خسارت به حوزه و تخریب بیش از ۲۰ موتورسیکلت نیروهای ناجا و بسیج و ... شده موجی از نفرت و خشم را درمیان مردم شریف تهران به وجود آورد.

ساعت ۱۸:۱۵ تردد مشکوک افراد

حوزه مقاوت بسیج ۱۱۷ نینوا ضلع شمال شرقی میدان آزادی و ابتدای خیابان محمدعلی جناح کوچه صفار واقع شده است. روز دوشنبه ۲۵ خرداد طبق روال معمول اداری در ناحیه قدس جلسه‌ای برگزار شد و فرمانده رأس ساعت ۱۸ در حوزه حاضر می‌شود و به دوستان و بسیجیان اعلام می‌کند به جهت شلوغی میدان آزادی، عوامل اطلاعاتی در موقعیت به طور پراکنده مستقر و وضعیت را لحظه به لحظه گزارش کنند. از آنجا که بنا بود حوزه در معرض دید قرار نگیرد؛ دستور این بود که تجمعات کمتر و درها بسته و رفت و آمدی در حوزه انجام نشود تا ساختمان در معرض دید قرار نگیرد. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه ساعت ۱۸:۱۵ نیروهای اطلاعاتی اعلام کردند افراد مشکوکی در اطراف حوزه با هم صحبت می‌کنند.

فرمانده ادامه ماجرا را اینگونه نقل می‌کند: ما با مشاهده این وضعیت، قضیه را به مقام مافوق اعلام کردیم. آنها هم بر دستور قبلی که رفت و آمد کمتر باشد تأکید کردند تا اینکه ساعت ۳۰/۱۸ نیروهای اطلاعاتی اعلام کردند تعداد افرادی که در اطراف حوزه رفت و‌آمد می‌کنند بیشتر شده است.

حس ششم ما نسبت به این وضعیت هشدار می‌داد. تصمیم گرفتیم اوضاع را بیشتر زیر نظر بگیریم. در ساعت ۱۸:۴۵ افراد مشکوکی که دور و بر حوزه بودند و شمارشان به ۱۶-۱۷ نفر می‌رسید با صدای بلند شروع کردند به فریاد زدن و مردم را به سمت حوزه دعوت کردند. آنها فراید می‌زند که بسیجی‌ها اینجا جمعند؛ بیایید اینجا را بگیریم.

همچنین برخی می‌گفتند تعدادی جنازه در اینجا نگهداری می‌شود. با تحریک این افراد، جمعیت هم با سردادن شعار علیه نظام و بسیج تجمع‌شان را به مقابل حوزه کشاندند. جمعیت بسیار زیادی که شاید بیش از هزاران نفر می‌شد،‌بواسطه تحریک این افراد در مقابل حوزه صف‌آرایی کردند. این وضعیت حتی تصورش هم برای ما سخت و سنگین بود. ما مدام گزارش وضعیت را به رده مافوق اعلام می‌کردیم. در این لحظه من با به‌دست گرفتن بلندگوی دستی سعی کردم در جهت آرام‌سازی و پراکندن جمعیت تلاش کنم. لذا با این بلندگو از بالای پشت بام شروع کردم به فریادزدن که اینجا مقر نظامی است و تعرض به آن پیگرد قانونی دارد. از مقابل مقر حوزه پراکنده شوید، سعی کردم تا فضا را آرام کنم.

متأسفانه همان منافقین و لیدرها، مدام جمعیت را به سمت حمله به حوزه تحریک می‌کردند و دقایقی بعد با پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف استارت این حمله را زدند در ادامه ماجرا باز هم تا ساعت ۱۹:۴۰ ما فقط با تذکر، درصدد پراکندن آشوب‌گران بودیم و حوزه تا این ساعت در شعله‌های آتش می‌سوخت و زیر باران سنگ و هجوم و حمله وحشیانه قرار گرفته بود و نیروهای ما هیچ عکس‌العملی را تا این لحظه از خود نشان ندادند.

اولین شلیک فتنه‌گران

گذشت تا اینکه هنگام تذکر مجدد اینجانب با بلندگو، شلیکی به بلندگوی دستی صورت گرفت که با اصابت تیر، بلندگو از دست اینجانب رها شده و به حیاط حوزه و داخل شعله‌های آتش افتاد. وقتی این حمله مسلحانه برای ما محرز شد. با توجه به اینکه ما در حوزه دارای تعداد زیادی سلاح بودیم و اگر خدای نکرده حوزه سقوط می‌کرد و این سلاح‌ها به دست منافقان و لیدرهای آشوب‌گران می‌افتاد، معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار مردم بود و قطعاً آغازگر یک جنگ شهری بودیم که کشته شدن افراد بی‌گناه بسیاری را به‌دنبال داشت لذا تصمیم قطعی و حتمی‌مان حفاظت از حوزه، حتی به قیمت دادن جان بود. در این روز در کل مجموعاً ۲۹ نفر از نیروهای بسیجی حضور داشتند و اینها بیشترشان بچه‌های کم سن و سال بودند و تعداد کمی هم از نیروهای با تجربه و مسن‌تر و پخته حضور داشتند.

حمله نهایی به حوزه

پس از این تیراندازی، ما به صورت ریز گزارش وضعیت را به رده مافوق اعلام کردیم. پس از این تیراندازی، حمله و هجوم مسلحانه به حوزه و ورود به این مقر نظامی توسط منافقان و آشو‌ب‌گران عملیاتی شد، به طوری که کلیه نرده‌های بالای دیوار حوزه را شکسته و شیشه پنجره‌های سمت کوچه را هم خرد کردند. همچنین تابلوهای حوزه خواهران و برادران پایین کشیده شد و تمامی شیشه‌های حوزه را هم شکستند؛ در حالی که شعله‌های آتش زبانه می‌کشید، با به‌کارگیری تمامی کپسول‌های اطفای حریق تلاش کردیم آتش را خاموش کنیم بچه‌ها هم با خیس کردن پتو سعی می‌کردند از سوختن اموال و وسایل حوزه جلوگیری کنند اما نتیجه‌ای نداشت. در این اثنا، تعداد زیادی کوکتل مولوتف به داخل حوزه پرتاب شد و این موضوع نشان می داد که از قبل، حمله به این حوزه برنامه ریزی شده بود.

ما هم به جهت اینکه بتوانیم وضعیت را مهار کنیم با پرتاب نارنجک دودزا و گاز اشک‌آور سعی در پراکندن آشوب‌گران و منافقان داشتیم.

اما بازهم مؤثر واقع نشد،‌ مشاهده وضعیت به‌خوبی نشان می‌داد لیدرها اولین هجوم را می‌آورند تا افراد دیگر را تحریک کنند این وضعیت ادامه پیدا کرد تا به مرز سقوط حوزه رسید. در این موقعیت ما مجبور به شلیک تیرهای مشقی شدیم که این شلیک‌ها بسیار زیاد بود. پس از مدت کوتاهی، وقتی مهاجمان و منافقان متوجه شدند که تیرها مشقی است، روی دیوار حیاط حوزه که فیلم‌های آنها هم وجود است، ایستادند و فریاد می‌زدند ما می‌دانیم تیرهای مشقی است، جرأت دارید به ما شلیک کنید. در این حمله ناجوانمردانه و وحشیانه، ۱۸ موتور از اموال حوزه و بسیجیان و یک دستگاه ماشین تویوتای سواری در آتش سوخت.

یکی از موضوعات مهم، مسلح بودن مهاجمان است، در این حمله مسلحانه، شلیک‌های متعددی با کلت و کلاشینکف به سمت نیروهای حوزه صورت گرفت و سه نفر از نیروهای ما را زخمی کردند که دو نفر به صورت سطحی و یک نفر عمیق بود که امروز (اوایل خرداد ۸۹) بعد از گذشت نزدیک به یک سال تیر از بدن ایشان خارج شد، لذا برخی از این افراد که دارای سلاح بودند با استفاده از شلوغی و ازدحام بعضا مردم را هم مورد اصابت گلوله قرار می‌دادند تا برای حمله به حوزه تحریک کنند. باید تأکید کنم با رشادت و جان‌نثاری بچه‌ها، سه ساعت و نیم مقاومت و ایستادگی کردیم و تلاش کردیم تا این مقر نظام سقوط نکند. چرا که دستور داده شد بود که حتی اگر نیروها کشته شدند ولی حوزه نباید سقوط کند.

حوزه را خدا نگاه داشت!

روز بسیار سخت و دلخراشی بود از این جهت که تصمیم گیری در این وضعیت با توجه به اینکه ما تجربه چنین موقعیت‌هایی را نداشتیم، بسیار سخت و بغرنج بود. بچه‌های حوزه همگی بر این باورند با این حادثه عظیم و حمله‌های سهمگین، حوزه ۱۱۷ را خدا نگه داشت و حفاظت کرد. من یکی اصلاً تجربه چنین موقعیت‌هایی را نداشتم. اما به فضل الهی و عنایت آقا امام زمان(عج) و نظر شهدا را توانستیم با اتخاذ تدابیر لازم حوزه را حفظ کنیم. اما در ادامه این تهاجم بچه‌ها با نهایت توان سعی کردند با گذاشتن ماشین تویوتا پشت درب در برابر سیل تهاجم مقاومت کنند و با آن همه حمله‌ها و ضربه‌های شکننده‌ای که آشوب‌گران به در وارد می‌کردند، در حالی که این درها در حالت عادی با یک تلنگر باز می‌شد اما آن روز باز نشد و آن میله مانع بازشدن در شد.

البته تعدادی از فتنه‌گران روی دیوارهای حوزه و پس از شکستن نرده‌ها وارد حوزه شدند و تلاش کردند از روی دکل مخابراتی حوزه وارد پشت بام شده و بچه‌ها را خلع سلاح کنند، اما با شلیک تیرهای مشقی متفرق شدند.

۱۶ موتور در آتش سوختند!

ساعت ۲۲:۱۵، شانزده موتور دو ترک یگان ویژه ناجا جهت کمک به محل حوزه آمدند،‌ ولی هر ۱۶ موتور آنها توسط آشوب‌گران به آتش کشیده شد و مأموران که ۳۲ نفر بودند یا توسط گلوله زخمی‌ و یا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. ما به کمک همسایه‌ها حتی به مأموران ناجا هم کمک کردیم و زخم‌های چند نفر را در داخل حوزه پانسمان کردیم.

مقاومت با شعار الله اکبر

در این مقاوت چند ساعته، بچه‌های حوزه با سردادن شعار الله‌اکبر و خواندن زیارت عاشورا و دعای توسل دل‌گرم می‌شدند و از ادعیه نیرو می‌گرفتند. در ساعت ۲۲:۳۰ مجدداً تعدادی از مأموران یگان ویژه و بسیجیان به کمک ما آمدند و بالاخره ما توانستیم از این مهلکه نجات پیدا کنیم. و به تدریج جمعیت پراکنده شد.

شلیک بچه‌ها به سمت مردم دروغ است

باید تأکید کنم شلیک به سمت مردم و کشتن جمعیت دروغ محض است و کشته شدن ۷ نفر در درگیری‌های آن روز توسط همان آشوبگران و فتنه‌گران بود که مردم را برای حمله به حوزه تحریک کردند. مطمئن باشید اگر ما به سمت مردم تیراندازی می‌کردیم نه ۷ نفر بلکه با آن موج عظیم جمعیت ده‌ها نفر کشته می‌شدند.

و باز باید تأکید کنم که به رغم نیروهای کم ما و سیل جمعیت، آشوب‌گران تنها توانستند به حیاط حوزه وارد شوند و آن هم با رشادت بچه‌ها فرار کردند.

ورود به حوزه همزمان با قطع برق

البته چندین بار این ورود انجام شد. در این حمله ابتدا آشوب‌گران، برق‌های ساختمان ما را قطع کردند. مسلماً این اقدامات کار افراد عادی و مردم عادی نیست. هم‌چنین تلفن‌های ما را هم در این بحبوحه قطع کردند و ما تنها از طریق بی‌سیم بصیر و تلفن همراه با ناحیه بسیج قدس ارتباط داشتیم.

حوزه پس از درگیری‌ها!

فرمانده حوزه ۱۱۷ در ادامه به وضعیت مجموعه تحت امرش بعد از این حوادث می‌پردازد و می‌گوید: بعد از حادثه ۲۵ خرداد، ما دیگر درگیری خاصی نداشتیم. البته مکرر ما را با نامه و تلفن تهدید می‌کردند تا روحیه بچه‌ها را تخریب کنند اما نیروها با توکل و ایمان به خدا با صلابت و شجاعت در تمامی عرصه‌ها و صحنه‌های مورد نیاز حضور می‌یابند.

حوزه ۱۱۷ در سال ۸۶ به عنوان حوزه نمونه استان تهران انتخاب شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. حوزه ۱۱۷ و ۱۰ پایگاه زیر مجموعه، مجموعاً بیش از ۴۵۰ شهید به نظام اسلامی تقدیم کرده است.

شناسایی عوامل اصلی حمله

تعدادی از افرادی که به حوزه حمله کردند، توسط عوامل اطلاعاتی دستگیر ودر دادگاه‌های علنی پس از انتخابات محاکمه شدند. برخی از آنها به جرم خودشان و برنامه‌ریزی بودن این تهاجم اعتراف کرده‌اند و تعدادی هم متواری هستند.

اینها از عوامل منافقین، انجمن پادشاهی، سلطنت‌طلب‌ها بودند چرا که هم‌زمان منافقین پیام حمله به مقرهای نظامی را صادر کرده بودند.

فرمانده حوزه 117 نینوا مطرح شد:کوکتل مولوتف های آلمانی در دست دشمنان داخلی/ اگر حوزه سقوط می کرد جنگ شهری حتمی بود
 فرمانده حوزه 117 نینوا که در روز 25 خرداد 88 مورد حمله فتنه گران قرار گرفت گفت: تلاش آشوبگران مسلح کردن اغتشاشگران و ایجاد جنگ خیابانی بود.

به گزارش بسیج پرس؛ فرمانده حوزه 117 نینوا ناحیه قدس سپاه تهران در اغتشاشات سال 88 اتفاقات 25 خرداد سال 88 را اینگونه روایت می کند: 25 خرداد سال 88 تجمع غیر قانونی در میدان آزادی توسط طرفدارهای فتنه سبز شروع شد، لذا به بچه ها اعلام کردیم تا اطلاع ثانوی به هیچ وجه در حوزه تردد نکنند و به جهت اینکه مورد خاصی پیش نیاید حوزه را تقریبا مسکوت کردیم تا این تجمع تمام بشود

در همین حین سر و صداهایی شنیدیم و پس از رصد اوضاع از پشت بام حوزه دیدیم جمعیت در حال سر دادن شعار به سمت ما می آمدند  و شروع به پرتاب سنگ و کوکتل مولوتف به سمت شیشه های حوزه کردند،  وقتی دیدیم که واقعه سنگین شد به مسئولین بالا اطلاع دادیم و اوضاع و شرایط پیش آمده را توضیح دادیم لذا من بلندگوی دستی را گرفتم اقدام به تذکر قانونی کردم که تعرض به مقر نظامی پیگرد قانونی دارد و هرچه زودتر از جلوی مقر نظامی پراکنده شوید، آشوب و بلوا به پا نکنید؛ هر چقدر این موارد را تکرار کردم متاسفانه فایده ای نداشت لذا در حال تذکر دادن بودم که  احساس کردم شئ ای به بلندگوی دستی من اصابت کرد و اینقدر شدید بود دست من لرزید و بلند گو از دستم به حیاط حوزه افتاد.

متوجه شدیم که این ها مسلح هستند و به سمت ما شلیک می کنند، تعدادی از لیدر ها مسلح بودند و به صورت نامحسوس از لابه لای جمعیت شلیک می کردند و بعضی ها نیز نامحسوس مردم را می زدند که آنها را تحریک کنند پس از آن ما به صورت مشقی چند تیر  هوایی شلیک کردیم تا جمعیت را متفرق کنیم که به حوزه تعرض نکنند چون نرده های دیواره حوزه را شکسته بودند و عملا به مقر نظامی وارد شدند و وارد حیاط حوزه شدند حتی عده ای از مردم بنا به اسناد، مدارک و شواهد موجود بالا می آمدند و می گفتند که ما می دانیم این تیراندازی شما مشقی است ولی از سوی دیگر عده ای از مردم تیر می خوردند.

این مساله  نشان می دهد که  آشوبگران و اوباش با برنامه و طرح قبلی مردم را تحریک می کردند و لیدرهای اصلی با برنامه ریزی و دوره های دیده شده و متخصص در این حوزه مردم را تهییج می کردند  و عملا با حملاتی که انجام دادند ما مجبور به دفاع شدیم  و مجبور شدیم  چند نفر از آشوبگرانی که داخل حوزه وارد شده بودند را از کمر به پایین هدف قرار بدهیم  و باعث شد که جمعیت  متفرق شود.

** لیدرها تیراندازی را آغاز کردند**

این درگیری حدود 4ساعت و نیم طول کشید حوالی ساعت 6ونیم بعد ازظهر شروع شد و تقریبا تا 12شب ادامه داشت.  در این درگیری 3 نفر از اعضای حوزه مجروح شدند که روند درمانی یکی از مجروحین به دلیل شدتی که داشت نسبتا طولانی شد. در طول درگیری از سمت لیدرها به سمت ما شلیک شد که ما مجبور به دفاع شدیم. اگرتیر اندازی نمی شد درگیری به سرعت پایان می یافت. تعدادی از  دستگیر شدگان اعتراف کردند که قرار بوده این حوزه  را  به تصرف درآورند. در ابتدای حمله به حوزه برق و تلفن قطع شد که این مسئله نشان می دهد این حمله حساب شده بوده است، حتی سیم رابط بیسیم دکل را با توجه به اینکه برق اضطراری داشتیم و می شد 2 تا 3 ساعت با این برق بی سیم را روشن نگه داشت با پرتاب کوکتل مولوتف از بین بردند.

** کوکتل مولوتف های آلمانی در دست دشمنان داخلی**

شرایط دشواری بود. بیش از  600 -700 کوکتول مولوتف که برخی از آنها  آلمانی بود به سمت ما پرتاب شد. ویژگی این کوکتل مولوتف ها این است که  به صورت نارنجک از خشاب کشیده می شود، تعدادی هم دست ساز بود که پشت کیف هایشان مخفی کرده بودند. این حملات منجر به آتش سوزی شد و وسعت این آتش سوزی به اندازه ای بود که با 12 کپسول اطفاء حریق نیز مهار نشد.

در ابتدا تلاش کردند که درب را بشکنند و وارد حیاط شوند زمانی که موفق نشدند نرده ها را شکسته و وارد حیاط شدند. بسیجیان تلاش زیادی کردند تا حوزه سقوط نکند. حفظ آبروی نظام و بسیج برای ما بسیار مهم بود و به همین دلیل همه تلاش خود را کردیم.

** اگر حوزه سقوط می کرد شاهد جنگ شهری بودیم**

 ما برای دامن نزدن به درگیری ها و جلوگیری از تحریک تظاهر کنندگان تردد به حوزه را محدود کردیم. ورود این افراد و ایجاد درگیری نشان دهنده برنامه ریزی قبلی در این زمینه بود. در اعترافاتی که دستگیر شدگان این غائله داشتند مشخص شد تصمیم داشته اند به هر قیمتی حوزه را تصرف کنند و با ضبط سلاح ها آشوب گران را مسلح کنند که اگر محقق می شد شاهد جنگ شهری بودیم. دلیل دیگری که به این حوزه حمله شد و به ناحیه مقداد که کاملا در مسیر خیابان آزادی قرار دارد حمله نشد امکانات و توان دفاعی ناحیه مقداد بود که قطعا تصرف ناحیه مقداد در توان حمله کنندگان نبود.

** امداد غیبی کمک زیادی به ما کرد**

فرمانده حوزه 117 نینوا ناحیه قدس سپاه تهران در اغتشاشات سال 88 علت حمله به بسیج و کینه دشمنان نسبت به بسیج را اینگونه تشریح کرد: یکی از پشتیبان های اصلی این نظام بسیج است و دشمن این موضوع را خوب فهمیده است که بسیج در تمام صحنه ها حضور دارد. دشمنان با حمله  و خلع سلاح به دنبال ایجاد رعب و وحشت  و خارج کردن بسیجیان ولایتمدار از صحنه بودند که ناکام ماندند.

وی در ادامه  با اشاره به تعداد حاضرین در حوزه گفت: آن روز تعداد معدودی درحوزه بودند  و برای آنکه جلب توجه نشود بیشتر نیروها را در پایگاهی نزدیک به حوزه ساماندهی کرده بودیم. در ماجرای طبس حضرت امام بیانیه ای داشتند که فرمودند من در قائله طبس امداد غیبی را پشت این نظام لمس کردم در حادثه ای که در این حوزه رخ داد نیز می شود گفت  با عده  قلیلی که در حوزه حضور داشتند دفاع کردیم و آن روز امداد غیبی به ما کمک کرد چون تجربه  مواجهه با این موضوعات را نداشتیم. از خودگذشتگی و نیت پاک سربازان امام زمان باعث شد بتوانند با جان و دل از حوزه دفاع و روحیه خود را حفظ کنند.

 در ساعات اولیه درگیری، نزدیک به ساعت 9 شب، 16 موتور سوار یگان ویژه ناجا برای کمک به ما در محل حاضر شدند اما ازدیاد جمعیت  مانع از کمک آن ها به حوزه شد و حتی ما مجبور شدیم درب حوزه را برای کمک باز کنیم زیرا تعدادی از آنها نیز مجروح شده بودند.

** اغتشاشگران متجاوز مورد هدف قرار گرفتند**

فرمانده حوزه 117 نینوا ناحیه قدس سپاه تهران در سال 88 در ادامه در خصوص تعداد کشته های اعلام شده در روز حمله  اعلام کرد: باید تأکید کنم شلیک به سمت مردم و کشتن جمعیت دروغ محض است و کشته شدن 7 نفر در درگیری‌های آن روز توسط همان آشوبگران و فتنه‌گران بود که مردم را برای حمله به حوزه تحریک می کردند. ما قریب به 1 ساعت و نیم تا 2 ساعت از تیرهای مشقی استفاده کردیم و تیر هوایی شلیک می کردیم و سلاح ها در اختیار  چندنفر خاص که توانمند بودند قرار داشت. در این درگیری تنها چند اغتشاشگر که بدون توجه به هشدارها وارد محوطه حوزه شده بودند از ناحیه پا مورد هدف قرار گرفتند.

** مردم با بصیرت مدیریت را در دست داشتند**

وی در پایان با اشاره به حماسه 9 دی گفت: بصیرت مردم باعث شد که فتنه گران و دست های بیگانگان که از طریق کشورهای خارجی که به دنبال ایجاد انقلاب مخملی در ایران بودند در روز 9 دی سیلی محکمی بخورند.  مردم  با همه تفکرات و سلایق در روز 9دی به این نتیجه رسیده بودند که از اعتقادات، نظام و ولایتشان نمی توانند چشم پوشی کنند و دشمنان متوجه ناتوانی خود شدند. روز 9 دی نمود عینی فرمایش مقام معظم رهبری بود که  هر جا بصیرت  و آگاهی و هوشیاری باشد مردم می توانند کشور را مدیریت کنند.

فرمانده حوزه 117 نینوا ناحیه قدس سپاه تهران در فتنه 88 با اشاره به خاطرات تلخ و شیرین روزهای مسولیت در حوزه تحت نظرش  گفت: دوران خوبی با بچه های بسیج در آن حوزه داشتیم ، حوزه 117 نینوا از حوزه های نمونه ی تهران بود ما رتبه اول تهران را در کل حوزه های مقاومت خواهران و برادران در سال 86 داشتیم . خوشحالم که با عنایت خدا و فداکاری سربازان ولایت توانستیم حوزه را ادر روز درگیری حفظ کنیم زیرا آشوب گران با هدف سقوط حوزه و رعب و وحشت بسیجیان حمله کردند و این را می دانستند اگر بسیج را از صحنه فتنه حذف کنندعملا می توانند بر تهران مسلط شوند و واقعا هم تصور من اینست که اگر آن روز حوزه سقوط می کرد و  سلاح های ما دست آنها می افتاد شاید اوضاع مانند سوریه می شد.

اخبار مرتبط

سومین مناظره‌ی زاکانی و تاجزاده با محوریت انتخابات سال ۸۸ و فساد اقتصادی

نشست آموزشی در دانشگاه با حضور یکی از محکومین، فتنه 88+عکس و سند

روایت کدخدایی از پیشنهاد تامل برانگیز معترضان به نتیجه انتخابات ۸۸‌

0 نظر

ارسال نظر

capcha